زیر نـــور مـــــاه

 
ی وقتایی هست که...
نویسنده : نسترن - ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩
 

عارضم به حضورتان،که ی وقتایی هست که تو نیستی؛تو؟آره تو!یعنی من!

نه گیج نشو منظورم تویی منم!ببین اصلا من،خود من!ی وقت هایی هست که من،من نیستم؛تو تو نیستی!من این وقتارو دوست ندارم تو رو نمیدونم.این وقتا بی حوصله ای ازینکه نیستی داغونی ازینکه ...ببین؛اصلا بزار خودش بگه.اه...

اره خب ی وقتایی هست که هیچ کدوممون خودمون نیستم نه اینکه همیشه داریم نقش بازی میکنیم تو این زندگی اما ی فرقی هست بین این بودن و خود نبودن فرقش توی همین نقشِ هستش ؛اینکه نقش خودت و بازی نمیکنی؛میشه کسی شخصیتی که اصلا معلوم نیست از کجا وارده فیلم میشه؛ببین قضیه ساده است همیشه باید خودت باشی،حالا توضیحش مسخره تر از خودشه پس فقط یادت باشه

همیشه خودت باش


 
 
زندگی
نویسنده : نسترن - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۳
 

زندگی می گوید باز:

باید زیست

باید زیست

باید زیست

هی فلانی،زندگی شاید همین باشد

از دروغ زشت و مشهور بزرگی نامش؛

آزادی

 

مــــاه نوشت: آغاز کار من،اعـــــتقاد من است